سلام خوشبوترین گل.
می دونی الان یاد چی افتادم؟ یاد چند روز پیشا.
اونقدر دلت ددری خواست که آماده شدیم ببریمت بیرون. طبق معمول تا دیدی که دارم مانتو می پوشم و آماده می شم آروم شدی. بعد هم بابا رو دیدی که آماده شده. شروع کردی به دست و پا زدن که بغلم کن!
بغلت کردم. اون قدر خوشحال شده بودی که دستات رو گذاشتی رو صورتم و بوسم کردی! نه یکبار، نه دو بار، چند بار.
باورم نمی شد. از خوشحالی تو آسمونا بودم. قبلا بارها منو بوسیده بودی اما این بار خیلی فرق می کرد.
الهی من فدای بوس کردنت بشم پسرک مهربونم.
تازه چند روزی هم هست که صداهای جدید در میاری و حرفای تازه می زنی. انگار خودتم از این موضوع خیلی خوشحالی.
تا حرف می زنی و من قربون صدقه ت می رم و برات ذوق می کنم، می خندی و دستات رو می بری تو دهنت.
قربون حرف زدنت بشم. قربون صدات بشم کوچولوی من.
این همه سرسبزی، این همه نشاط، این همه شادی، این همه عشق همه رو مدیون وجود تو هستم دوست داشتنی.
می دونی الان یاد چی افتادم؟ یاد چند روز پیشا.
اونقدر دلت ددری خواست که آماده شدیم ببریمت بیرون. طبق معمول تا دیدی که دارم مانتو می پوشم و آماده می شم آروم شدی. بعد هم بابا رو دیدی که آماده شده. شروع کردی به دست و پا زدن که بغلم کن!
بغلت کردم. اون قدر خوشحال شده بودی که دستات رو گذاشتی رو صورتم و بوسم کردی! نه یکبار، نه دو بار، چند بار.
باورم نمی شد. از خوشحالی تو آسمونا بودم. قبلا بارها منو بوسیده بودی اما این بار خیلی فرق می کرد.
الهی من فدای بوس کردنت بشم پسرک مهربونم.
تازه چند روزی هم هست که صداهای جدید در میاری و حرفای تازه می زنی. انگار خودتم از این موضوع خیلی خوشحالی.
تا حرف می زنی و من قربون صدقه ت می رم و برات ذوق می کنم، می خندی و دستات رو می بری تو دهنت.
قربون حرف زدنت بشم. قربون صدات بشم کوچولوی من.
این همه سرسبزی، این همه نشاط، این همه شادی، این همه عشق همه رو مدیون وجود تو هستم دوست داشتنی.
خوش بگذرههههههههههههههههههههههههه
پاسخ دادنحذف