سلام جیگرطلای من
از حدود دو هفته پیش یاد گرفته بودی که وقتی چیزی رو می خوای و ما حواسمون نیست دستت رو بذاری رو صورتمون و صورتمون رو برگردونی به طرف خودت. از هفته ی قبل، یاد گرفتی که وقتی تو بغلی و ما حواسمون بهت نیست بیای تو صورتمون و نگامون کنی تا بهت توجه کنیم. بعد همین حرکت به اضافه ی نگاه به سمت اون چیزی که می خوای. الان چند روزی می شه که دیگه دستت رو به طرف چیزی که می خوای دراز می کنی.
مدتیه که وقتی صدات می کنیم با لبای بسته می گی: هممم.
هفته ی پیش مامان و بابا و خاله ها رو بعد 3-4 ماه دیدی. تازه از خواب بیدار شده بودی که اومدن. طبق معمول فقط نگاشون کردی. نه غریبی کردی، نه خودتو قایم کردی. فقط نگاه کردی. خوب بررسی کردی و بعد لبخند زدی. قربونت برم مهربون من.
از خواب که بیدار می شی فورا گوشات تیز می شه و تا کوچکترین صدایی می شنوی دستات رو دراز می کنی تا بغلت کنم و از اتاق ببرمت بیرون. بعد به محض اینکه پامونو می ذاریم تو هال به اونا نگاه می کنی و لبخند می زنی.
فدات بشم پسرک خوش اخلاق من.
پ.ن: این مطلب رو بیشتر از یک ماه پیش نوشته بودم. متاسفانه انگار بعد از سال نوی میلادی بلاگر تاریخ نوشته های ارسال نشده رو حذف کرده. یعنی مطالبی که منتظر ویرایش بودن تاریخاشون پریده! برای همینه که دوتا مطلب قبلی هم بدون تاریخ پست شدن.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر