سلام ماه من.
کوچولوی ناز و شیطون می دونم که همه ش دلت می خواد ببریمت بیرون. اگه این گرما و آلودگی هوا و کار بابا و ... بذاره من عاشق بیرون بردنتم.
دیشب خیلی دیر خوابیدی. تا اون موقع شب بهونه ی بیرون رو می گرفتی. آخر سر بابا بغلت کرد و برات لالایی گفت تا خوابیدی. شیر هم که دادم نخوردی.
اما وقتی می خوابی... تا صبح از کنار تو خوابیدن لذت می برم. جدیدا تو خواب هی می چرخی. از 2 ساعت قبل بیدار شدنت دیگه نمی تونم درست بخوابم. تا می چرخی بیدار می شم. تا غلت می زنی بیدار می شم. اما همه ی این لحظات خواب و بیداریم لذتبخشه.
وقتی بیدار می شی...عاشق شیطنتاتم. وقتی با پاهات منو می زنی، وقتی حمله می کنی به موهام، وقتی کسی ازت تعریف می کنه ذوق می کنی و برمی گردی سرت رو می ذاری رو شونه م، ...
می دونی چیه؟ گاهی وقتا فرصت برای نوشتن ندارم. وسط نوشتن تو بیدار می شی. تا کارت رو بکنم بعدش بغل می خوای. تا چشم به هم بزنیم شب می شه و نوشتن فراموش می شه.
اما همین چند خط هم خوبه. یادگاریه. مگه نه؟ پس تا جایی که بشه می نویسم تا همین چیزای کوچولو هم یادمون بمونه.
دوستت دارم البرزم.
کوچولوی ناز و شیطون می دونم که همه ش دلت می خواد ببریمت بیرون. اگه این گرما و آلودگی هوا و کار بابا و ... بذاره من عاشق بیرون بردنتم.
دیشب خیلی دیر خوابیدی. تا اون موقع شب بهونه ی بیرون رو می گرفتی. آخر سر بابا بغلت کرد و برات لالایی گفت تا خوابیدی. شیر هم که دادم نخوردی.
اما وقتی می خوابی... تا صبح از کنار تو خوابیدن لذت می برم. جدیدا تو خواب هی می چرخی. از 2 ساعت قبل بیدار شدنت دیگه نمی تونم درست بخوابم. تا می چرخی بیدار می شم. تا غلت می زنی بیدار می شم. اما همه ی این لحظات خواب و بیداریم لذتبخشه.
وقتی بیدار می شی...عاشق شیطنتاتم. وقتی با پاهات منو می زنی، وقتی حمله می کنی به موهام، وقتی کسی ازت تعریف می کنه ذوق می کنی و برمی گردی سرت رو می ذاری رو شونه م، ...
می دونی چیه؟ گاهی وقتا فرصت برای نوشتن ندارم. وسط نوشتن تو بیدار می شی. تا کارت رو بکنم بعدش بغل می خوای. تا چشم به هم بزنیم شب می شه و نوشتن فراموش می شه.
اما همین چند خط هم خوبه. یادگاریه. مگه نه؟ پس تا جایی که بشه می نویسم تا همین چیزای کوچولو هم یادمون بمونه.
دوستت دارم البرزم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر