سلام کیتی مامانی، خوشگل پیشی مامانی
دیگه حسابی تو رورئکت راه می ری. تا می ذارمت اون تو دستت رو به طرفم دراز می کنی. دلت می خواد من دستت رو بگیرم و تو راه بری. تنهایی فقط چند دقیقه تحمل می کنی اما اگه کسی کنارت باشه و دستت رو بگیره دلت می خواد هی راه بری.
یه چیز دیگه که دوست داری اینه که خودت راه بری. بدون روروئک. ما دستات رو بگیریم و تو تند و تند پا بزنی و از این سر خونه تا اون سر بری و ذوق کنی و بخندی. وقتی خسته می شی آروم راه می ری. همین که خستگیت در می ره باز شروع می کنی به تند و تند پا زدن و دویدن. قربون پاهای خوشگلت بشم عمر مامان.
تازگیا یاد گرفتی موقع خندیدن چشمات رو ریز می کنی و دماغت رو چین می ندازی. قربون صورت ماهت بشم.
هرچی روی میز من باشه رو می خوای بگیری. از کیبورد و ماوس و کتاب گرفته تا ... گوشی تلفن!
امروز دستت رو دراز می کردی گوشی رو برداری. من برمی داشتم و می دادم بهت اما نمی گرفتی. روت رو برمی گردوندی و غرغر می کردی. گوشی رو می ذاشتم رو میز و تو باز دستت رو به سمتش دراز می کردی. باز گوشی رو می گرفتم سمت تو و تو باز همون کارا رو تکرار می کردی. بعد متوجه شدم می خوای خودت گوشی رو برداری. یه ذره بردمت جلوتر. گوشی رو با خوشحالی برداشتی!
کوچولوی من دیگه شک ندارم که می خوای خودت کارات رو انجام بدی.
اما اصلا حاضر نیستی تنها یا دور از من باشی.
وقتی می ذارمت تو روروئکت یا صندلی غذات اونم تو فاصله ی کمی از خودم و مشغول کار می شم، هی غر می زنی و بهونه می گیری. اگه دیر بجنبم می زنی زیر گریه. نمی دونم این موضوع ربطی به جدا خوابیدنت داره یا نه اما امیدوارم خیلی زود این مساله برات حل بشه و باهاش کنار بیای و الا مامان دیگه به هیچ کاریش نمی رسه. هرچند اگه قرار باشه تو دنیا یه کار انجام بدم و بس مطمئن باش اون کار رسیدگی به تو و کنار تو بودنه.
دو روز هم هست که دیگه کاملا بوس می کنی. صورت ماهت رو می اری جلو و لبای خوشگلت رو می چسبونی به صورتمون و فشار می دی. حتی از پشت تلفن هم وقتی کسی می گه: البرز یه بوس بده، صورتت رو می بری جلو و لبات رو می چسبونی به گوشی!
دیروز هم یه کار بامزه کردی. آینه ی پشت اسباب بازیت رو به سمتت گرفته بودم. خودت رو از تو آینه بوسیدی.
دیگه حسابی تو رورئکت راه می ری. تا می ذارمت اون تو دستت رو به طرفم دراز می کنی. دلت می خواد من دستت رو بگیرم و تو راه بری. تنهایی فقط چند دقیقه تحمل می کنی اما اگه کسی کنارت باشه و دستت رو بگیره دلت می خواد هی راه بری.
یه چیز دیگه که دوست داری اینه که خودت راه بری. بدون روروئک. ما دستات رو بگیریم و تو تند و تند پا بزنی و از این سر خونه تا اون سر بری و ذوق کنی و بخندی. وقتی خسته می شی آروم راه می ری. همین که خستگیت در می ره باز شروع می کنی به تند و تند پا زدن و دویدن. قربون پاهای خوشگلت بشم عمر مامان.
تازگیا یاد گرفتی موقع خندیدن چشمات رو ریز می کنی و دماغت رو چین می ندازی. قربون صورت ماهت بشم.
هرچی روی میز من باشه رو می خوای بگیری. از کیبورد و ماوس و کتاب گرفته تا ... گوشی تلفن!
امروز دستت رو دراز می کردی گوشی رو برداری. من برمی داشتم و می دادم بهت اما نمی گرفتی. روت رو برمی گردوندی و غرغر می کردی. گوشی رو می ذاشتم رو میز و تو باز دستت رو به سمتش دراز می کردی. باز گوشی رو می گرفتم سمت تو و تو باز همون کارا رو تکرار می کردی. بعد متوجه شدم می خوای خودت گوشی رو برداری. یه ذره بردمت جلوتر. گوشی رو با خوشحالی برداشتی!
کوچولوی من دیگه شک ندارم که می خوای خودت کارات رو انجام بدی.
اما اصلا حاضر نیستی تنها یا دور از من باشی.
وقتی می ذارمت تو روروئکت یا صندلی غذات اونم تو فاصله ی کمی از خودم و مشغول کار می شم، هی غر می زنی و بهونه می گیری. اگه دیر بجنبم می زنی زیر گریه. نمی دونم این موضوع ربطی به جدا خوابیدنت داره یا نه اما امیدوارم خیلی زود این مساله برات حل بشه و باهاش کنار بیای و الا مامان دیگه به هیچ کاریش نمی رسه. هرچند اگه قرار باشه تو دنیا یه کار انجام بدم و بس مطمئن باش اون کار رسیدگی به تو و کنار تو بودنه.
دو روز هم هست که دیگه کاملا بوس می کنی. صورت ماهت رو می اری جلو و لبای خوشگلت رو می چسبونی به صورتمون و فشار می دی. حتی از پشت تلفن هم وقتی کسی می گه: البرز یه بوس بده، صورتت رو می بری جلو و لبات رو می چسبونی به گوشی!
دیروز هم یه کار بامزه کردی. آینه ی پشت اسباب بازیت رو به سمتت گرفته بودم. خودت رو از تو آینه بوسیدی.
عصر هم جلوی بابا همون کارو تکرار کردی. همیشه خودت رو دوست داشته باش گلم. همیشه.
شب هم وقتی مثل همیشه با موهای من بازی می کردی و دستت رو مشت کرده بودی و موهای من لابلای انگشتات بود و موهامو می کشیدی گفتم آخ! وایسادی. نگام کردی بعد منو بوسیدی. وقتی بوست کردم و قربونت رفتم باز موهامو گرفتی و کشیدی.
دوست دارم. دوست دارم فراوون. از زمین تا آسمون.
سلام البرز خاله خوبی؟؟؟؟؟ ماشالا به خوشگل خودم که دیگه آقا شده و جدا میخوابه. بوووووووس
پاسخ دادنحذفرورئک سوار نازمون چطوره ؟؟ مامی البرز گلم خوبی ؟ دلمون برات تنگولیده فراوون
پاسخ دادنحذفرورئک سوار نازمون چطوره ؟؟ مامی البرز گلم خوبی ؟ دلمون برات تنگولیده فراوون
پاسخ دادنحذفرورئک سوار نازمون چطوره ؟؟ مامی البرز گلم خوبی ؟ دلمون برات تنگولیده فراوون
پاسخ دادنحذفچون خیلی دلم تنگ شده بود 3 بار فرستادما
پاسخ دادنحذفافرین چقدر بزرگ شدی که دیگه مستقل شدی خوش به حالت که مامان به این خوبی داری. کاش به منم یاد بده یه کم از این خوبیهاشو
پاسخ دادنحذفسلام
پاسخ دادنحذفخوش به حالت که پسرمون روروئک دوست داره ...اینطوری کلی راحتی .....بوس
کجایییییییییی ؟؟؟
پاسخ دادنحذفخیلی وقته آپ نکردی؟